سیدالشهدا
إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا
درباره وبلاگ


این وبلاگ، جهت آشنایی بیشتر با زندگانی و سیره امام حسین (ع) و یاران ایشان، در ایام نزدیک به ماه سوگواری حضرت ایجاد شده است و استفاده از مطالب آن، با فرستادن یک صلوات، مجاز است.

نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 90940
  • تعداد کل نظرات : 98
  • تعداد کل پست ها : 327
  • آخرين بروز رساني :
    جمعه 24 آذر 1396 
نوای وبلاگ

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

بی سر و سامان توام، یا حسین!

دست به دامان توام، یا حسین!

جانِ علی، سلسله بندم مکن

گَردم، از خاک بلندم مکن

عاقبت این عشق هلاکم کند

در گذر کوی تو خاکم کند



شنبه 6 دی 1393 

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة؛ 

 

جایگاه قبر امام حسین علیه السلام، درى از درهاى بهشت است.

 


کامل الزیارات، ص ۲۷۱، باب ۸۹، ح ۱ 

 


 

امام حسین علیه‌السلام، در پایان خطبه‌ای که در مسیر عزیمت به کوفه خواندند، افزودند:

«پروردگارا، آن جوانمرد ثقیفی را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف نكند. به جای هر قتلی، كشتنی و به جای ضربت، ضربتی؛ و انتقام مرا و خاندان و دوستان و شیعیانم را از این‌ها بگیرد.»

 


بحارالانوار، ج45، ص 340

 



طبيبى بود اهل موصل از دوستان معاويه كه او را خليفه مى دانست. روزى يكى از پيروان مكتب علوى با او ملاقات كرد و در ضمن اتمام حجت به او فهمانيد كه امام بايد داراى فضايل و مكارم اخلاق باشد و اكنون علايم امات حجت به او فهمانيد كه امام بايد داراى فضايل و مكارم اخلاق باشد و اكنون علائم امامت در حسين بن على موجود است، و از خوان احسان او ايتام و ارامل و مساكين بهره ورند.

سخنان او را در دل آن طبيب موثر شد، اما با خود گفت: 



جمعه 5 دی 1393 

 
جون بن حوي غلام سیاه ابوذر غفاری، پس از شهادت ابوذر، به مدينه برگشت و در خدمت اهل بيت درآمد.
 
ابتدا خدمت ‏امير المؤمنين‏ «ع‏» بود. سپس در خدمت امام حسن و امام حسين‏ «علیهم السلام‏» و بالاخره در خدمت ‏امام سجاد «ع‏» بود.
 
در سفر کربلا، از مدينه همراه امام تا مکه و از آنجا به کربلا آمد.

 



فضل بن زبير مي‏گويد:

نزد «سدي» نشسته بودم که مردي وارد شد و کنار ما نشست، يک لحظه متوجه شديم که بدنش بوي «صمغ»(صمغ، شيره‏ اي است که از بعضي درختان مانند صنوبر گرفته مي‏شود.) مي‏دهد.

«سدي» به او گفت «صمغ» مي‏فروشي؟ 



همه آباد نشینان ز خرابی ترسند
من خرابت شدم و دم به دم آبادترم






( کل صفحات : 47 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >   


 
 
 
Online User