سیدالشهدا
إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا
درباره وبلاگ


این وبلاگ، جهت آشنایی بیشتر با زندگانی و سیره امام حسین (ع) و یاران ایشان، در ایام نزدیک به ماه سوگواری حضرت ایجاد شده است و استفاده از مطالب آن، با فرستادن یک صلوات، مجاز است.

نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 105329
  • تعداد کل نظرات : 98
  • تعداد کل پست ها : 327
  • آخرين بروز رساني :
    جمعه 24 آذر 1396 
نوای وبلاگ

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

یكى از القاب حضرت مهدى علیه السلام منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادى در سخنان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است.

از جمله در روایتى كه از امام محمّدباقر علیه السلام نقل شده، وقتى از آن حضرت سؤال مى‏كنند كه چرا فقط به آخرین حجّت الهى قائم گفته مى‏شود؟ آن حضرت در پاسخ مى‏فرمایند:



در این‌ پُست، به برخی از گزارش‌ها درباره چگونگی نبرد و شهادت حضرت علی اکبر و افرادی که به دست ایشان به هلاکت رسیده‌اند، می‌پردازیم:



 ابن اعثم گوید:

شبى حسین از خانه اش بیرون شد و کنار قبر جدّش آمد و گفت:

سلام بر تو اى رسول خدا! من حسین بن ‏فاطمه ام؛ فرزند تو و پسر فرزند تو و نواده تو و آن وزنه اى که در امت خویش بر جاى گذاشتى.

اى پیامبر خدا! ‏بر آنان گواه باش که مرا یارى نکردند و تباهم ساختند و حرمت مرا نگه نداشتند. این شکایت من به محضر توست ‏تا روزى که دیدارت کنم. درود خدا بر تو باد!

آنگاه به نماز ایستاد و پیوسته در رکوع و سجود بود.

 


الفتوح ، ج 5، ص 19



چون تشنگى بر حسین علیه السلام و اصحابش شدت یافت، شبانه برادرش عباس را با سى سوار و بیست ‏پیاده و بیست مشک فرستاد تا آنکه نزدیک آب رسیدند.

عمرو بن حجاج گفت: کیستى؟

نافع بن هلال گفت: ‏



شعری از زبان امام حسین (ع) نقل شده که «شیعتی ما ان شربتم ماء (یا ریّ) عذب فاذکرونی... لیتکم فی یوم عاشوراً جمیعاً تنظرونی، کیف استستقی لطفلی فأبوا أن یرحمونی».

آیا این شعر واقعاً از حضرت سید الشهدا است؟ اگر نه، آیا شاعر آن معلوم است؟ و از نظر روایت در چه حدّ از وثاقت و اعتماد است؟ مثلاً اگر بخواهیم آن را نقل کنیم با چه تعبیر و عبارتی نقل کنیم و استناد دهیم؟



سه شنبه 9 دی 1393 

 

عالم شيخ حسن، فرزند علّامه شيخ محسن از اهل فلاحيّه نقل مي كند كه: مردي از طائفه براجعه در خرمشهر بنام «مخيلف»به مرضي درپاهايش خود را مي كشيد و از مردم كمك مي گرفت در رفت و آمد بود.



 
 میر و علم‌دار نیامد‎ ...





( کل صفحات : 47 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >   


 
 
 
Online User